به چشمهای بی قرار تو قول می دهم که ریشه های ما به آب و شاخه های ما به آفتاب می رسد |
به انتخابات نزدیک می شویم و باز هم چون سالیان گذشته مشکلات اقتصادی و اجتماعی فراوان مردم را بر آن داشته که دنبال نجات بخشی باشند که یک شبه بتواند همه مشکلات را حل کند .بازگشت خاتمی به صحنه انتخابات این شور و شوق را بالا برده است انگار ملتی که 4 سال پیش او را محکوم به بی لیاقتی می کرد از حرف خود بازگشته .
قشر واقع نگرتر جامعه متوجه شده اند که نجات کشور در دست فرد نیست بلکه اصلاح امور در گرو وجود یک برنامه با پشتوانه علمی وتجربی کافی و حضور یک تیم اجرایی قوی است که ضامن پیشبرد برنامه باشند.هرچند آرزو می کنم در انتخابات در پیش رو، رای ملت نه به شخص بلکه به برنامه ای مدون و از پیش تعریف شده باشد ولی از نظر من ارائه چنین برنامه ای در شرایط حاضر محال می باشد وعمده دلیل آن را خارج از گود بودن نخبگان جامعه از گردونه قدرت در طول دهه های اخیر می دانم .
در جوامع توسعه یافته اگر دقت کرده باشید نخبگان پس طی مراحل تحصیل و کار در بخشهای مختلف و حضور فعال در جامعه نسبت به ارائه راهکارهای تخصصی در قالب کتاب و مقاله اقدام می کنند به عنوان مثال اقتصاد دانها تئوریهای خود را با نگاه عملی تدوین و ارائه می کنند و سعی می کنند نگاه بنگاههای اقتصادی را به سمت خود جلب کنند و آن ایده وفکر در یک اقتصاد زنده کوچک آزمایش می شود و تاثیر آن بر آن بنگاه مونیتور خواهد شد .اگر موفقیتی حاصل شود به سمت لایه های مدیریت اقتصاد کلان حرکت خواهند کرد . به همین دلیل است مدیران ارشد اقتصادی آمریکا صاحبان شرکتهای عظیمی می باشند.
آیا در ایران کسی را با این مشخصات می شناسید؟کدام وزیر اقتصادی ما این دوران را تجربه کرده است؟ ویا حتی صاحب کتاب ،مقاله و سبک است؟لذا انتظار بیهوده ای است که شاهد رشد و طرقی کشور تنها با تغییر رئیس جمهوری باشیم پس لطفا با این انتظار به سمت صندوقهای رای نروید.
مشکل ایران نهفته در ساختار و ریشه های مدیریت کشور است و اصلاح این ساختار در طول مدت زمان کوتاه میسر نخواهد شد و تنها حضور فعال نخبگان جامعه برای مدت کافی در سطوح لایه های بالای مدیریت کشور نوید بخش اصلاح امور خواهد بود. و حال سوال این است که این با بافت جامعه نخبه کش ایرانی سازگار است؟
ولی چیزهای دیگری نیز هست.شعور و فرهنگ یک ملت که در انتخابات متجلی خواهد شد. رای به کسی که به این شعور احترام بگذارد وچهره زیبای رااز این ملت به عرصه ظهور رسا ند وظیفه است که در چهارچوب حس میهن پرستی معنی دار خواهد بود وبه نظر بنده ایرانیان وظیفه دارند با این نگاه حضور فعال(شرکت ویا عدم شرکت) در انتخابات داشته باشند و شعور اجتماعی خود را نمایان سازند.
با کاهش قیمت نفت وایجاد بحران مالی در دنیا وضعیت اقتصادی ایران در سال مالی جدید با چالشهای زیادی روبرو است که پیش بینی وضعیت می تواند از ایجاد بحران در بنگاههای اقتصاذی جلوگیری کند.
هر چند عدم حضور ایران در WTO باعث شد که بحران مالی جهان تاثیر اولیه بر اقتصاد ایران نگذارد ولی کمبود نقدینگی در جهان و کاهش چشمگیرقیمت نفت تاثیرات خود را به جای خواهد گذاشت که لایحه بودجه تنظیمی از طرف دولت نماد این تاثیرات است.
در بودجه امسال قیمت نفت برمبنای 37.5 دلار دیده شده است که با توجه به تثبیت قیمت دلار به 950 تومان تامین کسری بودجه (حتی نسبت به سال پیش) در ابهام است.
در بودجه امسال چند راهکار برای کسب درآمد دولت لحاظ شده است که اهم آن عبارتند از:
حذف یارانه انرژی (گاز-برق-سوخت)
افزایش در آمد مالیاتی
صرفه جویی (انظباط ) اقتصادی
این نگرش به بودجه اولین چیزی که به ذهن می رساند این است که بودجه های عمرانی به شدت کاهش پیدا خواهد کرد که نتیجه آن کاهش گردش مالی و سرمایه گذاری در بخش خصوصی کشور است که حتما بیکاری را در پی خواهد داشت . از طرف دیگر حذف یارانه سوخت بخشهای تولیدی را با چالش جدی روبرو خواهد کرد و قطعا بخش عمده ای از واحدهای تولیدی به رکود و تعطیلی خواهند رسید که باز هم به بحران بیکاری دامن خواهد زد و رکود ایجاد شده در اقتصاد ایران در ماهای آینده جدی تر خواهد شد .
آنچه به نظر می رسد ایرانیان سال مالی سختی را در پیش خواهند داشت و سطح درآمد عمومی مسلما کاهش خواهد یافت ودر صورت ایجاد تورم مثبت در اثر افزایش قیمت سوخت و پرداخت نقدی یارانه ها واقعا فقط می توان گفت "خدا به دادمان برسد"
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|