تبليغاتX
چینه
 
به چشمهای بی قرار تو قول می دهم که ریشه های ما به آب و شاخه های ما به آفتاب می رسد
 

با سرعت تمام خود را به فرودگاه میرسونی.چون اولین باری که به این شهر رفته ای ،مسافتها را نمی دونی .برای اینکه پروازا از دست ندی2 ساعت زودتر حرکت می کنی.با مشقت به فرودگاه می رسی .وقتی تابلوی اعلام  پرواز را می بینی از تعجب خشکت می زنه.

                                    پرواز بندرعباس- تهران                 Delay Delay

تو این موقع اولین چیز که به ذهن می رسه اینه مطلع بشی که چند ساعت تاخیر هست. با قیافه ای جدی و عصبانی به سراغ دفتر هواپیمایی می ری. "خانم ببخشید پرواز 9:30 تهران کی انجام میشه؟" . 2 ساعت دیگه سربزنید که ساعت پروازا اعلام کنم. مثله اینکه هیچ اتفاقی نیفتاده . اصلا وقت ارزش نداره!

حالا تویی و یک فرودگاه کوچیک و یک بلاتکلیفی و یه عالمه خستگی کار روزانه .یکم کتاب می خونی . حوصلت نمی شه. چه کاری میشه کرد به جز اینکه قلم و کاغذ برداری و بنویسی . شاید یکی شو بشه توی وبلاگت بذاری. شایدم نشه . مهم نیست .می خواهی وقت بگذره.

 

حالا ساعت 1 بامداده . میگن تا چند دقیقه دیگه می پری . معلومم نیست. .......

ساعت 5 صبح کلید را توی در خونه می ندازی تا بری تو . ساعت 10 صبح قرار داری . پس وقت زیادی برای استراحت نیست. یه روز دیگه شروع شده بدونه اینکه خستگی روز قبل از تنت در بیاد.

تقریبا هر روز به نوعی همین توریه.

با این اوضاع توقعاتمون هم از خودمون زیاده.می خواهیم چهار موتوره بدویم. اینکه این بدن و این فکر تا کجا قد میده خدا میدونه.

  نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 14:53  توسط اشکان  | 

شوق دیدار و وصال آمد باز ....

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 11:46  توسط اشکان  | 

معمولا در نوشتار تفضیلی، هدف پرداختن به یک موضوع به صورت کامل،جامع و از همه زوایا نیست بلکه بیان یک سری عناوین کوچک و بزرگ کردن آنها با هدف به چالش کشاندن موضوع وپر رنگ کردن آنها است.اینکه متوجه شویم این آیتمها چقدر می توانند نقش آفرین ، مهم واثر بخش باشند

 توسعه همه جانبه کشور شامل مجموعه فرایندهایی است که در قدم اول نیازمند به ایجاد زیر ساختهای لازم جهت حرکت در این مسیر می باشد.این زیر ساختها امکان ایجاد حرکتهای بزرگ را مهیا می سازد و بستر لازم جهت برنامه ریزیهای کلان را ایجاد می کند.در ایران علاوه بر اینکه مدیران و مسولین نظام از کارایی لازم جهت انجام صحیح امور برخوردار نیستند معضلات زیادی در سطوح میانی و پائینی جامعه وجود دارد که حتی در صورت وجود یک عزم راسخ جهت اصلاح امور از طرف مسئولین بالا ،این حرکت به کندی انجام خواهد پذیرفت. سالیان درازی است که با مشکل انجام کارها به صورت گروهی دست به گریبانیم و حرکت اثر بخشی جهت  اصلاح و بهبود آن صورت نپذیرفته است.این معضل سالها است که سرمایه های کشور را در سطوح مختلف به هدر داده و راندمان و بهروری را به حداقل ممکن رسانده است. در موارد مختلف از ورزشهای گروهی گرفته تا انجام پروژه های صنعتی و ملی این نقصان به چشم می خورد ومتاسفانه  چشم انداز روشنی در جهت رفع آن وجود ندارد. مسلما آموزش، اولین قدم محکم در رفع این معضل می باشد.

به نظر می رسد لازم است جامعه شناسان،روانپزشکان و روانشناسان ،مدیران بخشهای مختلف هر یک از منظر خود نگاه مویشکافانه ای به این موضوع داشته باشند. این جانب با توجه به تجربه چند ساله خود در بخش مدیریت اجرایی پروژه ها با مواردی به صورت عملی برخورد داشته ام که خواندن آن خارج از لطف نیست.

 انجام موفق یک کار گروهی نیازمند وجود پارامترهایی است که ازآن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

*      هدف

*   برنامه ریزی : رسیدن به هدف از طریق برنامه ریزی دقیق میسر است.تعریف اهداف میانی در راستای هدف اصلی وشکست آن واستخراج و تعریف ریز فعالیتهای مربوطه اولین قدم در انجام کار می باشد. با استخراج ریز فعالیتها شرح وظایف نفرات گروه مشخص می شود و می توان زمان اجرای فعالیت را تحت کنترل درآورد.

 *   مدیریت : انجام هرکار گروهی نیازمند مدیریت است.حتی اگرقرار باشد دسته جمعی به مسافرت برویم و همه از آن لذت ببریم نیاز  وجود یک لیدر و برنامه ریز در گروه ضروری است.مشکلات مدیریتی در ایران سابقه بس طولانی دارد وبسیاری ازآن به جنبه های شخصیتی ما ایرانیان بر می گردد.این مشکلات در دو بخش خلاصه می شود:

الف- در کل ما انسانهای مدیریت پذیری نیستیم به عبارت دیگر سخت زیر بار یکدیگر می رویم.مدیریت شدن به عنوان یک محدودیت تلقی می شود و معمولا رسیدن به اهداف گروهی در اولویت اول ما جایگاهی ندارد.

 ب- با توجه به اینکه در ایران با مقوله مدیریت به شکل علمی برخورد نشده است و حتی در دانشگاهها این رشته از مقبولیت کافی برخوردار نیست لذا مدیران نه از سر دانش ، تجربه و حتی علاقه بلکه به دلیل خصوصیات شخصیتی وارد این عرصه می شوند. لذا اکثر مدیران افراد کنترلر هستند (با کسب اجازه از محضر روان درمانان عزیز) یعنی به صورت ناخودآگاه دوست دارند افراد را تحت کنترل داشته باشند که البته این یک ضعف بزرگ شخصیتی است و ریشه ایجاد اختلاف در گروه از همینجا منبعث می شود.

مدیر به جای مدیریت کردن در تلاش است که به دیگران بفهماند که نمی توانند کار را به صورت صحیح انجام دهند و او از هر حیث لایق تر از بقیه است. در واقع مدیر می خواهد ثابت کند که لایق این جایگاه است که این موضوع ریشه در اصطلاح " من خوب نیستم ،دیگران خوب هستند"  دارد.(با اجازه مجدد از روانکاوان عزیز)

به نظر بنده پست مدیریت خصوصا در بنگاههای خصوصی احرازی است تا اکتسابی ، بدین معنی که شخص باید شخصیت مدیریت را در خود ایجاد کند تا بتواند به این مقام دست یابد و رسیدن به این شخصیت نیاز به یک حرکت همه جانبه فردی است. از پس این حرکت این مقام قابل دسترس خواهد بود. عموما کسانی که به عنوان مدیریت گمارده می شوند از  مقبولیت کافی برخوردار نیستند چون شخصیت مدیر را در خود ایجاد نکرده اند. به همین دلیل اکثر مدیران دولتی در ایران کاملا بدونه پشتوانه وحمایت گروه زیر دستشان می باشند و کاملا قابل نقد هستند و اصولا امور در موسسات دولتی به خوبی اداره نمی شود. 

 *   مدیریتهای میانی : در انجام هر کار گروهی موفق نیاز به ایجاد لایه های مدیریتی است.ایجاد این مهم یکی از بزرگترین معضلات در گروه های بزرگ می باشد.معمولا لایه های میانه یا آنقدر لاغر می شوند که اصلا به چشم نمی آیند و یا می خواهند آنقدر چاق شوند که کل گروه را ببلعند.عدم وجود تعامل در لایه های مختلف مدیریت بزرگترین ضربه را به سیستم وارد می کند. در ایجاد سطوح مدیریتی برنامه ریزی،تقسیم وظایف و نظارت بر عملکرد جمعی در راستای اهداف از پیش تعیین شده لازمه اصلی می باشد.

از نظر بنده این هنر مدیریت ارشد است که باعث ایجاد و تعامل درمدیریتهای میانه می شود و در صورتیکه مدیریت ارشد از این هنر فارغ باشد ، هر تلاشی در این سطح بی فایده است.

 *   نظارت: نظارت بر روند اجرای برنامه به لحاظ کمی وکیفی یکی از وظایف اصلی لیدر گروه محسوب می شود.یکی از علل مهم در ایجاد تاخیر در روند اجرای کار،عدم نظارت بروز کار می باشد.در این میان نقش نهادی تحت عنوان کنترل پروژه در انجام کارهای بزرگ (به خصوص پروژه های اجرایی) بسیار چشمگیر است. در سیستم مدیریت سنتی واژه مدیریت به نظارت ختم می شود و این مهم انجام کار را با چالش روبرو می سازد. از یک طرف به دلیل اینکه ما ایرانیان معمولا نظارت را نوعی محدودیت برای خود طلقی می کنیم در برابر آن مقاومت زیاد به خرج می دهیم وازطرف دیگرمعمولا به دلایل شخصیتی مدیران( مدیریت غیرعلمی) برخورد مناسبی با نظارت ندارد و ویژگی کنترلر بودن آنها کاردستشان می دهد . به همین دلیل نظارت همیشه با جنجال همراه است.

 *   مستند سازی: یکی از نقاط ضعف عمده ما ایرانیان عدم اعتقاد عملی به امر مستند سازی است.در کشورهای مدرن شرایط اقتصادی ایجاب می کند که شرکتها مرتبا در حال تغییر در پرسنل اجرایی خود باشند. به همین دلیل با ایجاد سیستم مستند سازی شرایط را به سمتی می برند که این چرخش نیرو ،عملی باشد.به عبارت دیگر وابستگی پروژه از یک شخص یا اشخاص محدود گرفته می شود.لذا جهت انجام این مهم استاندارد سازی شده است و شرکتها هزینه های بالایی را جهت پیاده سازی آن متقبل می شوند (که البته کاملا توجیه پذیر می باشد).در ایران به امر مستند سازی به دلیلی بهای لازم داده نمی شود که از دیدگاه اینجانب اهم آن به شرح زیر است  :

-         به این موضوع به چشم آیتمی هزینه ساز نگاه می شود

-     عادت کرده ایم که به هر طریق ممکن گروه را به خود وابسته کنیم.به عبارت دیگر منافع خود را در وابستگی گروه به خود جستجو می کنیم.(چرا؟)

-         از ابتداد انجام کار را به صورت منظم آموزش ندیده ایم.(ضعف دانش)

 *   صمیمیت : بزرگترین اهداف در سایه صمیمیت و یکدلی گروه قابل وصول است و بزرگترین ویژگی یک لیدر موفق ایجاد همدلی و عزم جمعی در راه رسیدن به هدف است.

 *   صداقت : صداقت میان افراد گروه و مهمتر از آن صداقت متقابل مدیران و افراد گروه عامل تعیین کننده ای در موفقیت جمعی می باشد.

 خوشحال خواهم شد که نظرات تکمیلی دوستان عزیر را در این راستا داشته باشم.

 

  نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 20:40  توسط اشکان  | 

چند روز پیش به پاس زحمات بچه های شرکت در انجام خوب وظایف محوله تصمیم گرفتیم مبالغی را تحت عنوان پاداش به کارمندان شرکت تقدیم کنیم.

دیروز تو پچ پچ بچه ها (همون حرفای خاله زنک که برای ما ایرونیا تمومی نداره ) شنیدم که می گفتن از اونوقت که پاداش دادند برامون اومد نداشته . یکیشون می گفت دیشب تایر ماشینم ترکید ،یکی دیگه می گفت دیروز دندونم شکست تموم پولا را باید بدم برا دندونم (تازه یه چیزیم روش) ،می گفتند که آقایی گفته این ماه داروی دولتی گیرش نیومده و دو برابر پاداششا داده پول داروی آزاد.

لابد فلان فلان فلانشون با این پاداش دادنشون. ببین تورو خدا بازم  بدهکار شدیم.تازه اینجا یک شرکت مهندسی .هممونم تحصیل کرده ایم.

 

اتفاقا این موضوع قابل بسط توی جامعس و مشت نشونه خرواره.

آی آقایون و خانومای روشنفکر، آی متعصبین میهن پرست ، شمایی که میگین ایرونیا یه سروگردن از بقیه سرند، غیرت دارند ، تعصب دارند ، با هوشند وچه وچه وچه.

با این خودکم بینیا ، با این خرافات ،با این نوع نظرات نافذ تو سطح جامعه، با این معضلات چه جوری   می خوایم پیش رفت داشته باشیم . پیشرفت و رسیدن به سطوح عالی پیشکش یکی باید بیاد اصول زندگی اجتماعی را یادمون بده. به قول بعضیا " بابا جونی من"  پیشرفت ظرفیت می خواهد.

حالا بازم نگید اصفهانی نوشتیا !!

  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 18:49  توسط اشکان  | 

در مجله شهروند این هفته به مناسبت سالگرد آیت ا... لاهوتی مصاحبه ای با فائزه هاشمی عروس ایشان انجام شده است که حتما عزیزان شهروند خوان آن را از زیر چشمان خود گذرانده اند.چیزی که مرا بسیار متعجب ساخت، نحوه کشته شدن ایشان در زندان اوین در کمتر از چند روز است که حتی فرصت حرکت به حاج آقا احمد و هاشمی رفسنجانی که از دوستان و خویشان نزدیک ایشان بوده اند داده نشد و جالبتر اینکه مراسم خاک سپاری هم بدونه حضور نزدیکان ایشان صورت گرفته است. مگر این لاجوردی ( والبته همکارانش در موئتلفه ) چقدر قدرت داشته اند؟به نظر می رسد در حذف رجال از آیت ا... خمینی هم تبعیت نمی کرده اند.

خانواده های زیادی را می شناسم که به دست لاجوردیها داغ دار شده اند ولی این موضوع برای نماینده     آیت ا... خمینی در سپاه ،نمانده دور اول مجلس،پدر شوهر دختران رئیس مجلس وقت ، دوست نزدیک احمد خمینی و مشاور ولی فقیه  در آن دوره ،دور از انتظار است.

دوستانی که تاریخ را با علاقه دنبال می کنید، کانون قدرت واقعا در کجا بوده؟ و یا کجاست؟به کجا باید خیره شد؟

سر در گم کننده است!!

  نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 19:39  توسط اشکان  | 

حتما شنیده اید که آقای رئیس جمهور در حال تنظیم لایحه ای است که اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده را به تعویق اندازد.مستقل از اینکه این قانون خوب یا بد است و اثرات مثبت و یا منفی آن در اقتصاد کشور به به چه شکل نمایان خواهد شد ،این یک عقب نشینی معنی دار از طرف رئیس جمهور است.

ایشان که عنوان مظهر خود رایی را در سالهای اخیر به خود اختصاص داده اند و در برابر اعتراضات گسترده روشنفکران نسبت به بسته شدن فضای سیاسی کشور و تعطیلی روزنامه ها حتی زحمت پاسخگویی را به خود ندادند و طرحهای اقتصادی خود را علی رغم نظر مجلسیان وحتی نهاد های ذی نفوذ حکومت از جمله مجمع تشخیص مصلحت ،سازمان بازرسی و .... با یک دندگی تمام جلو بردند و صندوق ذخیره ارزی را (به گفته نهاد های حکومتی ) به سهولت و بدونه پاسخگویی خالی کردند و حتی درقضیه سخنرانی مشاور خود در رابطه با ملت اسرائیل  برابر رهبری ایستادگی کردند و از همفکر خود به طور کامل دفاع نمودند و در اتفاق اخیر که رسوایی سیاسی ترین پست کابینه ایشان را به همراه داشت وبه شعور مجلس وملت ایران توهین شد با قوت تمام از موضع خود پائین نیامدند چطور در برابر اعتصاب بازاریان با این دستپاچگی دست را تو رفته و همچون حاکمان کت شده به تقلی افتادند.

آیا این نشان دهنده هسته و وزن قدرت در این کشور نیست؟ آیا نهادهای زیرخاکی که ریشه در بازار دارند و در طول چند ساله گذشته منشا ترور سیاسیون مخالف خود و روشنفکران بوده اند در شکل گیری این اتفاقات دخیل نبوده اند؟ اگر چنین است دوستانی که دغدغه اصلاحات را در سر دارند راه را اشتباه نمی روند و نوک پیکان را اشتباه نشانه نرفته اند؟

  نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 19:5  توسط اشکان  | 

ساعت 12.5 شب سوار اتوبوس می شوی به قصد تهران .چونکه روز پرمشغله و مهمی را درپایتخت پیش روی داری اتوبوس VIP را انتخاب می کنی به امید اینکه فردا خستگی راه کمتر در چهره ات نمایان باشد. برای حضور در یک جلسه مهم باید ساعت 9 صبح در محل دفتر کارفرما حاضر باشی. شب در اتوبوس سپری می شود وصبح زود چند دقیقه بعد از طلوع آفتاب از اتوبوس پیاده می شوی .کمی درد را در کمر احساس می کنی .ناشی از نشسته خوابیدن است . هوا نم نمک سرد شده و خبر از زمستانی سرد دارد .با چشمانی خواب آلود در کنار خیابان ایستاده ای.ناگهان ماشین آب پاشی شهرداری که با سرعت 50 کیلومتر در حال مانوراست از کنارت می گذرد.در حال شستشوی خیابان است.دریک چشم به هم زدن تمام گل ولای خیابان بر روی لباست نقش می بندد.آب آنقدر فشار دارد که شلوارت کاملا خیس شده و آب سیاه ازدم  پاچه اش می چکد. راننده ماشین شهرداری که تازه متوجه شده در حال شستشوی خیابان نباید با سرعت قیرقاژ رود با یک بوق عذرخواهی خویش را اعلام وبه کار خود با همان کیفیت ادامه می دهد.

کجا زندگی می کنیم؟!

  نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 0:15  توسط اشکان  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM