تبليغاتX
چینه
 
به چشمهای بی قرار تو قول می دهم که ریشه های ما به آب و شاخه های ما به آفتاب می رسد
 

قانون مالیات بر ارزش افزوده وابلاغ آن از طرف دولت واکنشهای زیادی را در بازار واصناف به دنبال داشته است که وقتی موضوع را عمیق نگاه می کنیم نکات جالبی به چشم می خورد:

  • در کشوری که تورم سالیانه بیش از 20% تخمین زده شده است و هیچ واکنش صنفی و واقعی در قبال این بحران وجود ندارد چطور در قبال 3% مالیات برارزش افزوده که آنهم از مصرف کننده گرفته می شود اصناف وبازاریان را چنان عصبانی کرده است که دست به اعتصاب وتحصن وحتی حرکات خشن زده اند.
  • طبق آمار حدود 60% اقتصاد ایران زیرزمینی است به این معنی که هیچ شفافیتی در قبال آن وجود ندارد و عملا هیچ مالیاتی توسط گردانندکان آن پرداخت نمی شود.
  • به نظر می رسد آنچه بازاریان محترم را از انجام این طرح عصبانی کرده است ، شفاف شدن حرکات اقتصادی آنها می باشد تا دلسوزی آنها برای مصرف کنندگان.در سالیان گذشته هیچ حرکتی از صنف بازار دراعتراض به افزایش قیمتها دیده نشده است.
  • در ایران فعالیتهای بزرگ اقتصادی ریشه در بازار دارد وفعالیتهای اقتصادی زیرزمینی نبض اقتصاد کشور را رقم می زنند.درحالی که یک کارمند ساده که تنها پانصد هزار تومان در ماه در آمد دارد یکصدوپنجاه هزارتومان مالیات می دهد ،بازریان محترم با درآمدهای نجومی به دلیل عدم شفافیت ونظارت بر آنها ،فارغ از پرداخت هرگونه مالیات می باشند.
  • مالیات بر ارزش افزوده در کشورهای توسعه یافته بالای 15% می باشد و در ایران قرار بود به میزان 7% دریافت گردد که با وساطت رئیس جمهور به 3% تقلیل یافت وبا فشار بازار به صورت موقت متوقف شد.جالب اینکه این قانون در حال حاضر برای بخشی که فعالیت روشن داشته اند (شرکتهایی که فعالیت رسمی و قانونی دارند) لازم الاجرا است.
  • متاسفانه مجموع فعالیتهای نظام آنقدر از دید مردم سیاه شده است که هیچ حرکت اقتصادی مورد تایید ملت نیست و مردم با هرچیز به دیده شک نگاه می کنند.
  • و یک نکته خنده دار اینکه بعضی از نهادهای دولتی که به عنوان مصرف کننده ملزم به پرداخت مالیات بر ارزش افزوده می باشند به روشهای گوناگون از پرداخت آن شانه خالی می کنند.این هم از هماهنگی در دولت خدمتگزار.
  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 18:48  توسط اشکان  | 

انتخابات ریاست جمهوری در پیش است ومدتی است که رقابت سیاسیون و کانونهای قدرت بر سر کسب این کرسی شروع شده است. مرتبا در مجلات وروزنامه ها تحلیلهای مختلف در این رابطه به چشم می خورد وگروها واحزاب (به اصطلاح احزاب)فعالیتهای انتخاباتی خود را کم وبیش شروع کرده اند.

متاسفانه بازهم هیچ یک ازکاندیدهای احتمالی از برنامه ها وروشهای خود درجهت اصلاح امور صحبت نمی کنند و چون سالیان گذشته بدونه ارائه هیچگونه برنامه و چشم انداز وهدف مشخص با ارائه شعارهای عوام پسند پا به عرصه رقابت نهاده اند.

چند روز پیش بود که نطق انتخاباتی آقای کروبی را خواندم.حداکثر چیزی که ایشان ارائه کردند این بود که "اگر در رسیدن به اهداف خود ناکام ماندم صادقانه با مردم در میان خواهم گذاشت" جمله ای بسیار تکراری در ادبیات سیاسی ایران که بارها و بارها هم از زبان آقای خاتمی وهم از زبان احمدی نژاد شنیده ایم و هیچکدام در این رابطه با مردم صادق نبوده اند.

آقای کروبی نیز همچون دیگر گذشتگان بدونه اینکه از اهداف خود سخن بگوید و برنامه رسیدن به اهداف خود را ارائه دهد صرفا به بیان یکسری شعار پرداخت که در جهت کسب آراء معنی دار مردم هیچ تاثیری نخواهد گذاشت.

تقارن مبارزات انتخاباتی ایران و آمریکا و مقایسه نحوه عملکرد کاندیدها در ایالات متحده با آنچه در کشورمان اتفاق می افتد این اختلاف فاحش را عیان می سازد.درآنجا شخص کاندیدا دارای یک شناسنامه روشن از اهداف ، سیاستها ،برنامه ها ومتدهای اجرایی است وتمام انرژی و بعد تبلیغاتی بر روی ارائه همین اهداف استوار است.جامعه تصمیم می گیرد که کدام متد را برای هدایت کشور انتخاب کند و کدام برنامه ها آینده خانواده ،فرزندان و در نتیجه کشورشان را تضمین می کند.

به نظر من آنچه ایران را به یک کشور عقب افتاده سوق داده است نبودن هدف مشخص در بخشهای مختلف ویا تعریف اهداف سوری و غیر واقعی ومهمتر از آن نبود برنامه مناسب وکارآمد در جهت تحقق اهداف است.

سیاسیون ایرانی سعی در حکومت بر عوام دارند وبرهمین اساس متدهای انتخاباتی آنهابر پایه شعارهای انتخاباتی عوام پسند استوار است .مسلما حکومت برعوامی که از دانش و تفکر دور می باشند و اسیر های وهویهای تبلیغاتی می شوند بسیار راحتر از مجاب کردن متفکرین جامعه است.

در کشورهای توسعه یافته حکومتها با هدفگذاری و برنامه ریزی سعی بر مجاب کردن اندیشمندان و متفکرین جامعه دارند و از این طریق عوام را همراه خود می کنند . برای همین است که میزان رای معنی دار از تعداد رای دهندگان مهمتر است.

بنده معتقدم تا زمانی که جامعه عوام زدایی نشود و اندیشمندان وطبقه متفکر و تحصیلکرده نقش خود را در جامعه به درستی ایفا نکنند هیج حرکت توسعه ای را نخواهیم دید و فاصله مان با جوامع مترقی هر روز بیشتر خواهد شد.

  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 15:12  توسط اشکان  | 
سلام

مدتها بود که قصد ایجاد وبلاگ داشتم تا بتوانم ارتباط کلامی نزدیکتری با دوستان داشته باشم ولی مشغله های روزانه این مجال را از من گرفته بود.خوشحال هستم که بالاخره این سد شکست واین انگیزه آنقدر قوی شد که زمانی را برای آن اختصا ص دهم.

نمی دانم چرا ولی آنقدر در زندگی غرق شده ایم که لذت بردن از آن از یادمان رفته است .اینگار ماموریت داریم صبح را به شب و شب را به صبح برسانیم.چشم باز می کنیم و می بینیم یک روز  یک هفته یک ماه   وای خدای من یکسال دیگر هم رفت .اینگار از پارسال هم عقبتریم.در مسیر زندگی سر را پایین انداخته ایم و می دویم .به کجا؟ تا کی؟

تلنگری لازم است تا بیدار شویم .سر بالا کنیم و افق را ببینیم .در مسیر حرکت به اطراف نگاه کنیم و لذت بودن در لحظه را در اعماق وجود احساس کنیم.برای من  آن تلنگر نوشتن است واین است انگیزه تولد چینه.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 20:52  توسط اشکان  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM